شيخ حسين انصاريان

324

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)

قرآن مجيد فهم را از كفار سلب ولى تفكر را برايشان اثبات كرده ، مىفرمايد : [ وَ مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِما لا يَسْمَعُ إِلَّا دُعاءً وَ نِداءً صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَعْقِلُونَ ] « 1 » . داستان [ دعوت كنندهء ] كافران [ به ايمان ] ، مانند كسى است كه به حيوانى [ براى رهاندنش از خطر ] بانگ مىزند ، ولى آن حيوان جز آوا و صدا [ آن هم آوا و صدايى كه مفهومش را درك نمىكند ] نمىشنود . [ كافران ، در حقيقت ] كر و لال و كورند ، به همين سبب [ دربارهء حقايق ] انديشه نمىكنند . و در مورد ديگر دربارهء كافرى مىفرمايد : [ إِنَّهُ فَكَّرَ وَ قَدَّرَ ] « 2 » . او [ براى باطل كردن دعوت قرآن ] انديشيد و [ آن را ] سنجيد . آرى ، آن كافر انديشيد ولى دنبال يافتن حقيقت آن انديشه نرفت و به آنچه سنجيده بود ، توجه نكرده و به درك آن خود را حاضر نگردانيد . در هر صورت دانستن ، نتيجهء فكر كردن و شناختن و فهميدن ، كار قلب است و اين دو عضو بسيار مهم ، گسترده‌ترين و برترين نقش را در دستگاه حيات انسان دارند . در تمام مسائلى كه در شرح جملات عالى روايت مطرح مىشود ، توجه به عقل و قلب و مغز و دل به طور يكسان است و هر دو در زمينهء تمام حقايقى كه بازگو مىشود مورد نظر است ؛ زيرا نظام مسئله فكر و نتيجه‌گيرى از آن بدين صورت است : كه حواس پنچگانه را بايد وادار به رابطه گرفتن با حقايق مادى و معنوى

--> ( 1 ) - بقره ( 2 ) : 171 . ( 2 ) - مدثر ( 74 ) : 18 .